خورشاه بن قباد الحسينى
96
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
مشاهدهء آن حال دست از كار باز مانده پشت دلشان شكسته شد و روى از معركه برتافتند و دمرى سلطان « 1 » نيز در اثناى گريز به قتل رسيد و بسيارى از عساكر منصور در آن معركه ، مقهور و هلاك گشتند . عبيد بعد از فتح مذكور از مى خوشگوار سلطنت مست و مغرور شده بسطام و دامغان را نيز متصرّف شد و حكومت آنجا را به زينش بهادر كه به تجارب روزگار مهذّب گشته بود رجوع نموده خود متوجّه هرات شد ، از دامغان تا نواحى هرات در حيطهء ضبط و تصرّف او درآمده بود ، بعد از وصول به ظاهر شهر هرات همّت بر تسخير آن شهر گماشته با ساكنان آنجا از وعد و وعيد سخنان مىگفت و ابواب يأس و نااميدى را بر روى روزگار ايشان مفتوح مىساخت كه شايد « 2 » بدين تدبير شهر را تسخير نمايد ، امّا حسين خان « 3 » كه برادر خان عدالت شعار درميش خان بود [ 72 ] و در شجاعت و دليرى عديل و نظير نداشت و در آن اوان قايم مقام برادر شده بود ، در ضبط و دارايى شهر هرات دقيقهاى نامرعى نمىگذاشت . با آنكه زمان محاصره ممتد شده بود و قحط و غلاى عظيم روى نموده ، چنان كه جمعى كثير از فقدان نان هر روز جان مىدادند ، حسين خان از وقوع آن حالات و ظهور انقلابات اركان تمكّن خويش را اصلا متزلزل نمىساخت و در ربط و ضبط شهر و محافظت برج و بارو دقيقهاى از دقايق مهمل و مختلّ نمىگذاشت . ذكر نهضت فرمودن حضرت شاه خلافت پناه به صوب خراسان از براى دفع فتنهء عبيد خان و وصف « 4 » جنگ جام در زمستان سنهء اربع و ثلثين و تسعمايه [ 934 ] كه اردوى گردون شكوه در قزوين قشلاق فرموده بود ، پيوسته اخبار كراهت آثار از طرف خراسان خصوصا از شهر هرات و عسرت اوقات ساكنان آنجا و استيلا و استعلاى ازبكان و خرابى ولايات به سمع اركان دولت قاهره مىرسيد . چون چوهه سلطان در آن ايّام از جانب
--> ( 1 ) . ب و ت : دبرى سلطان . ( 2 ) . ت : « شايد » ندارد . ( 3 ) . ب : حسن خان . ( 4 ) . ب و ت : « و صفت » .